تبليغاتX
فردین الهیاری ورزقان

فردین الهیاری ورزقان

خبری - تحلیلی

گفتگو با یک ایدزی در تبریز

درخواست یک بیمار ایدزی از مسئولان؛

 نگذاريد زندگی خانواده ما نابود شود

از خیلی وقت پیش دنبال مصاحبه با یک بیمار ایدزی بودیم تا اینکه دکتر فرزان حاجی زاده رییس مرکز پیشگیری از بیماری­های عفونی استان قول داد هماهنگی­های لازم در خصوص مصاحبه با یک بیمار مبتلا به ایدز را برای ماهنامه­ی ما فراهم آورد.

روزها گذشت و زمان موعود فرا رسید. با شتاب خود را به محل ملاقات رساندیم. کسی که باید به گفتگویش می­نشستیم جوانی 36 ساله بود که به گفته­ی خود از هفت سال پیش پاي در مسيري نهاده بود که حاصل آن برايش چيزي جز ايدز نبود. به آرامی صحبت می­کرد و اعتقاد خاصی به حکمت خدا داشت. می­گفت تاوان بسیاری از اشتباهاتش را پرداخته است و این عین عدل الهی بود. می­گفت ترازوی دادگاه عدل الهی بسیار دقیق­تر آن چیزی است که فکرش را می­کنیم. با این حال نمی­خواست دست به دامن توجیه شود. دوست داشت بیشتر در خصوص آنچه بر سرش آمده بود سخن گوید. از خانواده­اش می­گفت. دوست داست بار دیگر به دامان خانواده­اش برگردد.

او ریشه­ی اغلب ناهنجاری­ها و جرایم را در فقر می­دانست و اینکه مواد مخدر پرده­ای در مقابل چشمان آدمی می­کشد که نمی­توان از ورای آن حقایق را دید و شناخت.ضمن آرزوی سلامتی برای همه هموطنان عزیز، این گفتگوی جذاب را خدمت خوانندگان عزیز تقدیم می­داریم:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 23:2  توسط فردین الهیاری  | 

از 24 اسفند تا 22 خرداد و نگاهی به آینده...

 

از 24 اسفند تا 22 خرداد و نگاهی به آینده...

 تحلیلی بر کل انتخابات 22 خرداد

بلاخره انتخابات هشتمین دوره­ی مجلس شورای اسلامی در ورزقان نیز به پایان رسید و اما و اگر ها نیز تمام شد و رقبای این ماراتن سخت عاقبت تسلیم نظر مردم شدند. اما آنچه در این میان جالب توجه بود اینکه انتخابات میاندوره­ایی مجلس هشتم در حوزه­ی ورزقان – خاروانا یکی از بهترین و سالم­ترین انتخابات درچند انتخابات اخیر بود. در انتخابات 22 خرداد مردم و مسئولان نهایت همکاری را انجام دادند و کاندیداهای محترم نیز با احترام به شعورسیاسی مردم کاری کردند کارستان و خلاصه آنچه از صندوقها بیرون آمد مردم را به آینده امیدوار کرد. چنانچه بخواهیم این انتخابات را منصفانه تحلیل کنیم باید بگوییم که سوای نتیجه­ی آن، این انتخابات به نفع منطقه تمام شد و مردم ورزقان- خاروانا نشان دادند که آنچه قبلاً اتفاق افتاده بود در گرو کارهای عده­ای مطرود و بی خاصیت بود که منافع شخصی خود را در نا امن جلوه دادن منطقه می­دیدند.

پی آمد این انتخابات بازگشت آرامش و امنیت به منطقه بود و مردم را از نگرانی بیرون آورد. پایین آمدن میزان مشارکت مردم به حد معقول آن یکی از آرزوهای مردم و مسئولان در منطقه بود که این امر بسیار مهم نیز در این دوره محقق شد. و از همه مهمتر ازبین رفتن اختلاف و تفرقه و در کل از بین رفتن وضعیت دو قطبی در منطقه از مهمترین دستاوردهای این انتخابات بود که به نفع مردم و منطقه تمام شد .

 

آنچه گذشت...

 

مردم ورزقان در سال 86 تصمیمی گرفتند که موجب طرد یکی از سیاسیون منطقه شد وآنچه از رفتار مردم احساس می­شد نوعی اعلام انزجار از عملکرد آن شخص بود که گاهی آن را خیانت به اعتماد مردم می­خواندند. خلاصه انتخابات 24 اسفند آغاز شد و شیطنتهای یک سری افراد شناخته شده نیز همزمان شروع شد و بعد از انتخابات نیز آنچه حاصل شد پیروزی این افراد بر مردم بود. و آنها برای رسیدن به اهداف شوم خود تلاش کردند انتخابات را ابطال کنند تا شاید بتوانند از آب گل­آلود ماهی بگیرند. و خلاصه انتخابات ابطال شد و آنانکه در پی اهداف خود بودند به پخش گل و شیرینی پرداختند. این عمل آنها و آنچه بواسطه­ی آن برای ورزقان به ارمغان آمد ناامنی سیاسی اقتصادی ، فرار سرمایه، ازبین رفتن اعتبار منطقه در مرکز و سر شکستگی مردم و غیره بود. اما با افشاگری شجاعانه­ی افراد اهل قلم در مطبوعات محلی موجب جبران خسارات آن شد و جامعه را برای انتخابات 22 خرداد آماده کرد و هر چند شیطنتها ادامه داشت اما تصمیم مردم این بار چیزی دیگر بود. و مردم عزمشان را برای پیشرفت منطقه جزم کرده بودند. و در نهایت با برکناری فرماندار و انتصاب یک شخصیت قاطع برای فرمانداری ورزقان این امر میسر شد.

 

سخنی بانماینده­ی مردم ورزقان و خاروانا در مجلس هشتم

پیروز انتخابات 22 خرداد رضا علیزاده بود. ایشان در مدیریت اقتصادی فردی توانمند هستند که در این عرصه و با توجه به همین توانمندی به پیشرفتهای بسیار خوبی رسیده­اند اما اینکه آیا در مدیریت منطقه­ی ورزقان نیز توانا خواهند بود!؟ و آیا این جو سیاسی مثبت به وجود آمده در ورزقان را به نحو احسن مدیریت خواهند کرد!؟ مسأله­ای هست که باید در مورد آن با ایشان همکاری کرد و راه و چاه را نیز بیشتر برایشان تبین کرد.

جناب آقای رضا علیزاده! مردم و فعالان سیاسی و مطبوعاتی منطقه­ی ورزقان و خاروانا در حمایت از شما جای هیچ بحثی را باقی نگذاشتند. در انتخابات 24 اسفند ونیز از زمان ابطال تا انتخابات میاندوره­ای در 22 خرداد امسال به حمایت از شما پرداختندو حال نوبت شماست که پاسخ محبتهای توده­های مختلف مردم را بدهید. و بی شک عملکرد جنابعالی در مقابل این مردم آینده­ی سیاسی شما را رقم خواهد زد.

نماینده­ی منتخب مردم ورزقان – خاروانا در مجلس هشتم ! شما اگر می­خواهید به سرنوشت آن سیاسیون مطرود دچار نشوید چاره­ای جز خدمت به مردم را ندارید. و به این نکته توجه کنید که امروز در بین اغلب فعالان سیاسی اجتماعی در ورزقان نوعی اتحاد وجود دارد که شما بایستی با رهبری و مدیریت دقیق از این اتفاق مبارک استفاده کنید و توده­های مختلف مردم را برای پیشرفت و آبادانی ورزقان بسیج کنید. و متوجه این امر باشید که مردم ورزقان از تغییرات بی­خود و بی جهت در ادارات تنفر خاصی دارند و بهتر است شما نیز دنبال میز و ریاست دیگران نباشید و آینده­ی خود و مردم را فدای مقام و منصب  این و آن نکنید. هر چند معتقدم بایستی افرادی که در طول این پنج سال اخیر در مسئولیتهای مختلف با کم کاریها و عملکرد ضعیف و بعضاً مغرضانه­ی خود به منطقه ضرر زده­اند باید به خانه­ی خود باز گردند. و لی تمام کار این نیست. عقب ماندگیهای ورزقان به حدی هست که احمال جایز نیست و به قول "ارنست چه­گوارا": دیگر نباید خفت!

 مهندس علیزاده! لازم هست یادآوری کنم که اصحاب مطبوعات و شخص نگارنده در طول این 15 ماه اخیر تا آنجا که شایسته بود از جنابعالی حمایت کردیم و در افشای ابطال گرایان تا تمام توان فعالیت کرده و حتی هزینه­های مختلفی از جمله محکومیت به زندان را به جان خریدیم و خلاصه تا 22 خرداد نیز به تشریح محاسن شما پرداختیم و حال که شما انتخاب شدید بازهم در کنار شما هستیم و بیش از پیش با شما همکاری خواهیم کرد و برای پیشرفت ورزقان از جان و دل مایه خواهیم گذاشت ولی مطمئناً بر اساس رسالت مطبوعاتی خویش شما را مصون از انتقاد نمی دانیم ودر کنار پیشنهاد و همکاری با شما انتقاد نیز سلاح باز دارنده­ی ما خواهد بود.

 

ورزقان و مشکلات پیش رو

جناب آقای علیزاده! منطقه­ی ورزقان و خاروانا در حال حاضر وضعیت رو به پیشرفتی دارد و از نظر اقتصادی نیز اقتصاد منطقه در حال گذر از مدل سنتی به صنعتی است. اما با توجه به عملکرد بسیاری از مدیران در گذشته متأسفانه منطقه از نظر امکانات زیر بنایی در بخشهای مختلف بسیار ضعیف هست. حال به بررسی امکانات و چالشهای مختلف می پردازیم.

معدن مس سونگون

معدن مس سونگون به عنوان یک طرح ملی همواره در حال پیشرفت هست و به طبع آن منطقه نیز حرکتی رو به جلو دارد. اما تأثیری که معدن عظیم مس سونگون دررشد شهرستان دارد چشمگیر نیست و در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، و ورزشی تأثیرات قابل قبولی را از این طرح در شهرستان ورزقان ندیده­ایم. معتقدم ما بایستی در مورد معدن مس سونگون اندکی واقع­بینانه و منطقی به مسأله نگاه کنیم. و در این مورد احساسی عمل نکنیم بلکه تلاش کنیم امکانات معدن در منطقه­ی ورزقان مستقر شود. و با توجه به اینکه اغلب ضررهای طبیعی و اجتماعی آن نصیب مردم این منطقه هست وجود آن نیز مفید حال مردم باشد.

جناب مهندس علیزاده !اشتغال و افزایش میزان درآمد و رفاه مردم در سایه­ی این معدن عظیم حداقل انتظار مردم منطقه هست که بایستی به آن توجه شود و این حق مسلم مردم منطقه هست که باید به آن برسند.

آقای علیزاده از جنابعالی به عنوان نماینده­ی مردم شهرستان انتظار داریم که از مسئولان وزارت صنایع و شرکت ملی مس ایران سؤال کنید چرا مس کرمان سه تیم فوتبال و چندین تیم در سایر رشته­های ورزشی دارد ولی مس ورزقان حتی یک تیم « پِل­دسته » هم ندارد؟! سؤال کنید در زمینه­های فرهنگی تا به حال چه امکاناتی را برای ورزقان که بیشترین آسیب را از وجود این معدن دیده­است ایجاد کرده­اند؟ به آنها بگویید ما جاده نمی خواهیم و همین جاده­ی محقر ورزقان تا خواجه برای ما کافیست ولی سؤال کنید آیا این جاده توانایی این همه ماشین سنگین را دارد؟ سؤال کنید این همه کارگر ساده چرا از شهرستانهای دیگر می­آیند؟ مگر جوانان ورزقان توانایی کارهای ساده را ندارند؟ سؤال کنید! در قبال این­ همه تخریب درخت و طبیعت چند درخت کاشته­اید؟

سد؛ نیاز اصلی مردم منطقه

آقای نماینده نیاز اصلی مردم منطقه­ی ورزقان- خاروانا سد هست. شما یک روستایی هستید و درد مردم را در این زمینه بهتر می­دانید. منطقه­ی ورزقان یک منطقه­ی کشاورزی است و استعداد خوبی در این زمینه  دارد ایجاد یک سد در منطقه یعنی سرازیر شدن ثروت و مکنت ساخت یک سد یعنی اشتغال و درآمد و رفاه، آقای علیزاده بی شک اگر تمام هم و غم خود را صرف ساخت سد حاجیلار و ایجاد چند سد کوچک کنید مطمئن باشید نه تنها مردم ورزقان در حال حاضر بلکه آینده­گان نیز این خدمت شما را از یاد نخواهند برد و با این عمل یاد و خاطر شما همیشه به نیکی جاودان خواهد شد.

چند مشکل دیگر

جاده­ی خواجه- ورزقان- خاروانا تا نودوز از طرحهای مهمی هست که بایستی پیگیری شود . بی شک ساخت و ایجاد این راه ورزقان را از بن بست درآورده موجب رونق اقتصادی منطقه خواهد شد.

جناب آقای علیزاده میراث فرهنگی و تاریخ و گذشته­ی یک جامعه نشان از تمدن آن جامعه هست و بی شک شناخت تاریخ و گذشته­ی یک جامعه شناختن شخصیت آن جامعه هست و لذا ما بایستی تاریخ و گذشته­ی منطقه­ی خویش را بشناسیم و این لازمه­ی پیشرفت خواهد بود. و نیز بایستی خودمان را به دیگران نیز بشناسانیم. حال برای این مهم موزه­ای لازم هست که پیگیری آن نیز کاری مهم است. و با ایجاد یک موزه جلو از بین رفتن فرهنگ و تاریخ این منطقه گرفته خواهد شد.

مشکلات بهداشتی و درمانی و آموزشی از اهم مشکلاتی هست که مردم ورزقان و خاروانا با آنها دست به گریبان هست و بایستی برای رفع آنها کمر همت را بست و برای حل آنها برنامه ریزی مدونی کرد تا به هدف نهایی که رشد و اعتلای منطقه هست برسیم      

درد چوخ! وقت یوخ!  

جناب آقای مهندس علیزاده منطقه­ای که من و تو در آن بزرگ شده­ایم پر از صفا و پاکی است و حق این مردم محرومیت نیست!حق این مردم توسری خوردن و تحقیر نیست ! حق این مردم فقر و معلولیت نیست! این مردم خیلی بزرگوار تر از آن است که من و تو می­پنداریم. خیلی بزرگوار تر از آن هست که به دیگران شناسانده­اند. جناب آقای رضا علیزاده به شما اعتماد کرده ایم. از مردم دور نشوید با مردم باشید و بیایید از گذشته عبرت بگیریم و ازفرصت پیش آمده برای احقاق حق این مردم تلاش کنیم.                  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 14:22  توسط فردین الهیاری  | 

یکی این مشایی را بگیرد!

 

اسفندیار رحیم مشایی را یکی بگیرد او هر از گاهی حرفی را می­زند که هم جامعه را به چالش می­کشد و هم مواضع دولت نهم را زیر سوال می­برد. و خلاصه که با این حرفهایش افکار و اندیشه­های مختلف را به فکری عمیق می­بردو در تفسیر حرفهای این بزرگوار همه گیج می­مانند.

این آقا از دوستی با مردم اسراییل حرف می­زند و سر همین موضوع ما هر چه در توان داشتیم فکر کردیم ولی به جایی نرسیدیم چرا که ما و از بیخ و بن اسراییل را قبول نداریم حال چه رسد به این که بین دولت و ملتش تمییز قایل شویم. خلاصه از شوک این حرف آقا مشایی بیروننرفته بودیم که یه هو حرفی زدند که آش را هم شور کردند و هم بی نمک و گفتند :« اسلام به اینکه ایرانیان آن را قبول کرده و مسلمان شده اند افتخار میکند»!

حالا معلوم نیست جناب مشایی با این حرفشان می­خواهند بگویند بنده هم پان ایران­ئیسم هستم یا اینکه باید به آقای مشایی گفت : با اسلام هم آره؟!

مخلص کلام اینکه تا نطق و سخن جدیدی از افکار جناب مشایی بیرون نزده یکی این آقا رو بگیره!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 13:7  توسط فردین الهیاری  | 

نفت ایران و مس ورزقان در انتخابات

 

از آنجایی که انتخابات میاندوره­ای مجلس در حوزه­ی انتخابیه­ی ورزقان و خاروانا همزمان با انتخابات دهمین دوره­ی ریاست جمهوری برگزار می­شود یک شباهتی هم در تبلیغات کاندیداهای این دو انتخابات می­توان پیدا کرد و آن نفت در انتخابات ریاست جمهوری و مس سونگون در انتخابات مجلس ورزقان ، به این صورت که کاندیداهای ریاست جمهوری در تبلیغات خود از آوردن نفت و بشکه­های آن بر سر سفره­ی مردم دم می زنند و در انتخابات ورزقان خاروانا هم کاندیداها از معدن مس سونگون مایه می­گذارند. یکی کارخانه­ی ذوب را در ورزقان می­زند. آن دیگری زمینه­های اشتغال را ایجاد می­کند و یکی دیگر هم صنایع پایین دستی و الا ماشاالله را به شهرستان مرحوم و محروم! ورزقان می­آورد.

جالب اینکه اصلی ترین قسمت این شباهت مربوط به بعد از انتخابات است. به این صورت که وقتی رییس جمهور انتخاب می­شود و ساختمان ریاست جمهوری را تحویل می­گیرد قضیه­ی نفت فراموش می­شود. و تنها در تلویزیون یادی از کاهش یا افزایش قیمت آن بحث می­شود.و همچنین وقتی نماینده­ای بسیار شریف بر کرسی نمایندگی مردم ورزقان خاروانا در مجلس شورای اسلامی تکیه می­زند مس سونگون هم به کنار نفت رفته و در خاطرات گم می­شود نه کسی مشغول کار می شود و نه کسی کارخانه می­زند تا اینکه چهار سال می گذرد و داستان همان آب و همان کوزه تکرار می­شود. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 13:5  توسط فردین الهیاری  | 

چرا مهندس موسوی؟!

 

  چرا مهندس موسوی؟!

 

تا انتخابات دوره­ی دهم ریاست جمهوری کمتر از دو ماه باقی­است و هرچه به 22 خرداد نزدیکتر می­شویم کشور سیاسی تر می­شود . از طرفی در بین جناح موسوم به اصولگرایان پروژه­ی عبور از احمدی­نژاد مطرح است و دنبال یک کاندیدای دیگر از جمله محسن رضایی هستند و افرادی چون قالیباف و لاریجانی نیز مطرح است و از طرفی دیگر در اوردوگاه اصلاح­طلبان خاتمی انصراف داده و کروبی و موسوی در حال معرفی برنامه­های خودشان هستند که در این میان میر حسین موسوی آخرین نخست­وزیر ایران گزینه­ی اول اصلاح­طلبان به حساب می­آید. و اکثر گروهها و احزاب اصلاح طلب از ایشان حمایت می­کنند.

وضعیت امروز کشور در مسایل مختلف اقتصادی، بین­المللی، فرهنگی و اجتماعی به صورتی هست که مشکلات پیش رو در بعضی جاها آن را با چالشهای اساسی روبرو کرده است. تغییرات پی­درپی وزرا و مدیران در دولت نهم موجب بی­ثباتی مدیریت اجرایی در کشور شده تا جایی که این تغییرات در عرصه­ی اقتصادی نوعی ناامنی اقتصادی را بوجود آورده است که باعث شده سرمایه گذار خارجی و حتی داخلی برای سرمایه گذاری دل خوش نکنند.سیاستهای اشتباه اقتصادی علیرغم هشدارهای اقتصاددانان کشور بخصوص در بازار پول و سرمایه و افزایش نقدینگی باعث تورم سرسام­آور در کشور شد.

احمدی­نژاد در بکار گیری مدیران عملکرد ضعیفی از خود برجای گذاشت و با کنار گذاشتن مدیران با تجربه افرادی را بر سر کار آورد که حتی در اظهارات خود مواضع کل نظام را زیر سوال برد.

عدم آینده­نگری در دولت نهم پیشرفت را از حالت پویایی درآورده و به جای پرداختن به مسایل اساسی و زیر بنایی مسایل روبنایی و رضایت آنی در اولویت قرار گرفت .

در عرصه­ی بین­المللی تا حدی نسنجیده عمل کردیم که تا 4 بار تحریم شده و جهان را بر علیه خود بسیج نمودیم و در روابط خود به جای روابط با کشورهای توسعه یافته و یا حداقل در سطح ایران به روابط با کشورهای عقب مانده اولویت دادیم که هیچ نفعی در عرصه­ی بین­المللی نصیب ایران نشد و حتی در انتخاب عضو غیر دایم شورای امنیت حدود 32 رای آوردیم. و در این جریان موفق نشدیم.

از طرفی موسوی از شخصیت قابل اعتمادی برخوردار است و با توجه به توان مدیریتی بالای ایشان بخصوص در وضعیت­های بحرانی می­توان به آینده امیدوار شد.میر حسین نزدیک به ده سال در شرایط بسیار حساس و بحرانی ، کشور را اداره کرده و در طول دوران مدیریت خود در دهه­ی 60 خاطره­ی خوشی را برجای گذاشته است. وی در بهبوهه­ی جنگ، رفاه اقتصادی را برای مردم به ارمغان آورد و با نفت 7 دلاری و در حالی که بار سنگین هزینه­های جنگ و نیز آوارگان جنگی بر دوش دولت بود اما کشور را به نحو احسن اداره نمود و همواره مورد تأیید و حمایت حضرت امام (ره) بود.

مهندس موسوی دغدغه­ی مدیریت دارند وبا شعار تغییر وارد صحنه­ی انتخابات شده­اندو می­توان گفت باتوجه به آگاهیهای سیاسی و تجربه­ی بالای مدیریتی ایشان در عرصه­ی اقتصادی و ازهمه مهمتر توانایی ایشان در هماهنگ کردن گروههای مختلف می توان آینده­ای روشن و پویا را برای ایران عزیز تحت پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی متصور شد.      

  

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 11:24  توسط فردین الهیاری  | 

چرا دو شهر خاروانا و ورزقان در انتخابات مجلس کاندیدا ندارند!؟

 

   چرا دو شهر خاروانا و ورزقان در انتخابات مجلس کاندیدا ندارند!؟

 

ثبت نام انتخابات در حوزه­ی ورزقان خاروانا تمام شد و طبق اخبار غیر رسمی  تعداد ثبت­نام کننده­گان از 11 تا 17 نفر اعلام می­شود. در این میان موضوعی هست که سوالات بسیاری را در اذهان مردم ایجاد میکند.

جالب هست که در میان این­همه کاندیدا برای نمایندگی مردم ورزقان و خاروانا از گوشه کنار استان آذربایجان­شرقی افرادی به چشم می­خورد که­شاید حتی برای آمدن به ورزقان از تابلوهای جاده­ای استفاده کرده­اند و اگر از آنها بخواهیم نام 10 روستا از روستاهای ورزقان را اسم ببرد بی شک هنوز اسامی آنها را نمی توانند از حفظ برای ما بگوید. و از این جالب­تر اینکه از دو شهر در شهرستان ورزقان یعنی شهر ورزقان مرکز شهرستان و شهرخاروانا کسی کاندیدای نمایندگی مردم ورزقان نشده­اند. حال با این اوصاف معتقدم بی خیالی و یا به نوعی عدم اعتنا به وضعیت فعلی همچنین مسایل و آینده­ی شهرستان توسط نخبگان سیاسی و علمی و مدیریتی این دو شهر قابل قبول نیست . اگر چنانچه  افراد لایق برای این کار وجود نداشت حضم این قضیه راحت بود ولی در شرایطی که افراد مطرحی چون خداوردی تاری که سابقه­ی مدیریتی درخشانی دارند یا مهندس مجتبی جلیل زاده  که در حال حاضر از مسئولین ارشد آب منطقه­ای اردبیل و آذربایجان­شرقی هستندوهمچنین علی قربانزاده رییس شورای شهر ورزقان و زین­العابدین امامی رییس اداره­ی کار و امور اجتماعی شهرستان اهر، از شهر ورزقان و آقای یحیی علیزاده از شهر خاروانا می­توانستند در انتخابات شرکت کرده و علاوه بر بالا بردن شور انتخاباتی با توجه به توان مدیریتی بالای خود برای پیشرفت ورزقان تلاش می­کردند.

هرچند دورادور، این عزیزان در مورد مسایل مختلف شهرستان فعالیت می کنند ولی در حالی که توانایی در دست گرفتن مدیریت شهرستان را داشتند چرا باید نخواهند یا نتوانند وارد عرصه شده و به مردم و منطقه خدمت کنند . البته بی شک نقش مردم نیز در این راستا بسیار مؤثر است و به نوعی عدم اعتماد و دلگرمی به مردم شهر ورزقان خود دلیلی است که این افراد نتوانند یا نخواهند وارد عرصه شوند به هر حال معتقدم بایستی این فرهنگ در میان مردم شهر ورزقان جا بیافتد که ما خود به دنبال نخبگان خود برویم و از داشته­های خود به نحو احسن استفاده کنیم .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 11:21  توسط فردین الهیاری  | 

داروغه و درزی در محکمه­ی عدالت

داروغه و درزی در محکمه­ی عدالت

در روزگاران قدیم در بین اصناف و کسبه­ی شهر خوبان  شخصی زندگی می­کرد که به شغل خیاطی مشغول بود. در شهر او را درزی می­گفتند. مردم شهر پارچه پیش درزی می­بردند و او برای آنها لباس می­دوخت. روزی درزی جهت رونق بخشیدن به کسب و کار خود، پیش داروغه­ی شهر رفت و شلواری به رسم هدیه به  داروغه داد. داروغه نیز به پاس هدیه­ی درزی،  از کیسه­ی خلیفه بخششی کرد. آنگاه درزی با پولی که داروغه به او داده بود دستی بر سر و صورت کسب­اش کشید. اما...

اما درزی که شخصی کنجکاو بود با دیدن اشتباهات داروغه، شروع به گوشزد کردن آن نمود.  این کنجکاوی، برای داروغه گران آمد و فریاد برآورد که ای درزی تو را زنده نخواهم گذاشت. داروغه به خزانه­ی شهر دستور داد هرچه از خزانه به درزی داده­اند،  پس بگیرند. سپس دست درزی را گرفت و او را به محکمه برد. غافل از این که در محکمه، مردی عادل و با تقوا جلوس نموده که حق را به حق­دار می­دهد.

قاضی عادل، از داروغه پرسید: چه شده و چرا یقه­ی این بخت برگشته را گرفته­ای؟داروغه در حالی که تاب و تحمل یکجا نشستن را از دست داده بود و مانند دیوانه­ها  نمی­توانست خود را کنترل کند، فریاد زد: «آقای قاضی این مرد را در سیاه چالش کنید! که آسایش را از زندگی­ام ربوده است».

قاضی روبه درزی کرد و گفت: « ای درزی ماجرا از چه قرار است؟!»درزی با آرامش گفت: «جناب قاضی! داروغه­ی شهر ما چوب حراج بر بیت­المال شهر زده و خزانه را تهی کرده است. آنگاه که  اعتراض می­کنیم جانب حق به خود گرفته و داد و بیداد راه می­اندازد. و نیز شلواری به هدیه به ایشان داده بودم  که به عمد پاره کرده­ و از آن بهر گردگیری ارابه بهره می­برد. حال پولش را می­خواهم».

قاضی که به تحقیق بر صحت گفته­های درزی پی برده بود، داروغه را ادب کرد  و گفت: « عدالت علی (ع) حکم می­کند که داروغه و درزی در برابر محکمه­ی الهی، یکی باشد».   

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 22:27  توسط فردین الهیاری  | 

بي­توجهي نماينده­ی دولت در ورزقان به ابلاغيه­ي رياست جمهوري

بي­توجهي نماينده­ی دولت در ورزقان به ابلاغيه­ي رياست جمهوري

مطبوعات اگر قرار باشد صرفاً به مدح و ستایش بپردازند، بی­شک رسالت مطبوعاتی خویش را انجام نداده­اند، چرا که نقد و تنقید از وظایف مهم مطبوعات و رسانه­های خبری و تحلیلی به حساب می­آید. این امر در شهرستان ورزقان با توجه به محرومیت بی­حد و حصر منطقه، بایستی از شدت بیشتری برخوردار باشد. امروز شهرستان ورزقان به حدی مورد بی­مهری قرار می­گیرد که به قول ارنست چه گوارا« دیگرنباید خفت!»

ما معتقدیم اگر مدیران محترم در ورزقان کاری انجام می­دهند وظیفه­شان را در قبال آنچه به آنها محول شده، انجام داده­اند و شاهکار و عمل خارق­العاده­ای به ظهور نرسانده­اند. دانش­آموزی که نمره­ی 13 یا 14 می­گیرد نیاز به تعریف ندارد، بلکه این نمره­ی 20 هست که جای تشویق دارد و نمره­ی 8 هم جای نقد و بررسی دارد.

پروازی یا جاده­ای بودن مدیران از بزرگترین ضعف­های مدیریتی در شهرستان ورزقان است، چرا که تردد بین محل اقامت و کار، مدیریت را خسته و فرسوده کرده و توان فکری آنها را به شدت پایین خواهد آورد و این یعنی نمره­ی هشت.

حال در این نوشته، با توجه به مطالب فوق­الذکر که دال بر اعتراض اکید به پروازی یا به عبارتی جاده­ای بودن اغلب مدیران شهرستان ورزقان و حتی سایر شهرستان­هاست. می­خواهیم به شکایت فرماندار محترم ورزقان در خصوص درج مقاله­ی انتقادی (مدیران پروازی) در ویژه­نامه­ی سهند تبریز به قلم نویسنده­ی همین سطور اشاره کرده و از بی­توجهی فرماندار ورزقان نسبت به دستورالعمل ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای احمدی نژاد پرده برداریم.

فرماندار ورزقان وقتی در جلسه­ی اخیر دادگاه مطبوعات، مطلع شدند دستورالعمل مربوطه را متشاکی پرونده به دادگاه ارایه کرده است با رد دستورالعمل، خواستار پیگیری شکایت خویش علیه نویسنده­ی مذکور شدند. حال سؤال اینجاست وقتی رییس جمهور به عنوان بالا­ترین مقام اجرایی نظام و شخص دوم کشور طی دستورالعملی خواستار عدم پیگیری شکایت علیه اصحاب رسانه می­شوند و تأکید دارند که تمام شکایات مطروحه علیه اصحاب مطبوعات از طرف دستگاه­های اجرایی پس گرفته شود، چگونه آقای بهرامی به عنوان یکی از مدیران محلی به این دستورالعمل ریاست جمهوری بی­اعتنایی می کنند؟

جناب آقای فرماندار! شما که در این پرونده، به عنوان نماینده­ی دولت در شهرستان و بالاترین مقام اجرایی شهرستان، در مقام شاکی برآمده­اید، بی­توجهی به ابلاغیه­ی ریاست جمهوری را چگونه توجیه می­کنید؟ جناب آقای فرماندار! نماینده­ی محترم دولت در شهرستان ورزقان! آیا می­دانید بی­اعتنایی شما به دستور ریاست دولت، به چه معنی است؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 22:22  توسط فردین الهیاری  | 

گزارشی از مرکز خدمات بهداشتی درمانی ورزقان

گزارشی از مرکز خدمات بهداشتی درمانی ورزقان

شهرستان ورزقان در75 کیلومتری شهر تبریز قرار دارد مرکز این شهرستان شهر ورزقان است. تنها مرکز درمانی شهر ورزقان، مجتمعی هست که در سال 1349 ساخته شده و در دوره­های مختلف، بخش­های مختلف درمانی نیز به آن افزوده شده است. وقتی در تحریریۀ واژه قرار شد هر ماه از یک مرکز درمانی گزارشی تهیه شود پیشقدم شدم و مرکز خدمات بهداشتي درمانی ورزقان را انتخاب کردم چون روزگاری پدرم کارمند آنجا بود و من نیز خاطرات زیادی از این مرکز به یاد دارم.

وارد مرکز خدمات بهداشتي درمانی ورزقان که شدم صفحاتی ازخاطرات دوران کودکی در مقابل چشمانم ورق خورد. حیاط مرکز پر از گل­های محمدی بود و چند درخت بزرگ صنوبر در کنار دیوارهای حیاطش سر به آسمان سائیده بودند که سایه­شان در تابستان لطافت خاصی داشت. آن زمان پزشکان هندی به امر طبابت مشغول بودند و از آنها نام­هایی چون کومار، رابینگوشت یادم هست و یکی از پزشکان هندی که نامش الان ذهنم نیست آن موقع در ایران مسلمان شده بود، لذا کتاب­های مذهبی خود را به او می­دادم تا مطالعه کند.

هرچه بیشتر وارد فضای مرکز می­شدم فضا را محدودتر از گذشته می­یافتم. ساختمان قدیمی و اصلی مرکز خیلی فرسوده شده بود و از گل­های محمدی خبری نبود. ساختمانی که روی تابلوی سردرش  رادیولوژی نوشته شده بود توجه مرا به خود جلب کرد. بجرأت می­توان گفت در کشورهای آفریقای مرکزی نیز چنین جائی را به عنوان رادیولوژی نمی­توان پیدا کرد. ساختمان تسهیلات زایمانی از امکاناتی بود که در چند سال اخیر ایجاد شده است. از تغییرات مهم دیگری که قابل مشاهده بود حضور چند پزشک ایرانی به جای پزشکان هندی بود که خود از برکات نظام مقدس اسلامی در ایران است. در حیاط، آمبولانسی را دیدم که از سالیان دور کار حمل بیماران اضطراری به مرکز استان را برعهده داشت. جالب است که مرکز خدمات درمانی ورزقان یک آمبولانس بیشتر نداشت. راستی اگر زبانم لال تصادفی شود و قرار شود چهار یا پنج نفر به مرکز اعزام شوند آن وقت چه باید کنیم؟

خلاصه در این خاطره­ها و افکارم  غرق بودم که لحظه­ای به خود آمدم و خود را کنار آقای رفیعی مسئول امور عمومی مرکز دیدم. هرچند همدیگر را می­شناختیم ولی برحسب وظیفه خودم را به ایشان معرفی کردم و ایشان نیز موضوع را با سرکار خانم دکتر فراهی مسئول مرکز در جریان گذاشتند. ایشان نیز کمال همکاری را با بنده داشتند.

حجم مراجعه به شدت زیاد بود. و اگر بگویم جا برای سوزن انداختن نبود شاید باورش مشکل باشد. آزمایشگاه مرکز شامل 3 اتاق 10 الی 15 متری به صورت تو درتو بود. وسایل آزمایشگاهی به زور در اتاق­ها مستقر شده بود. کارکنان از کوچکی فضا بسیار گلایه­مند بودند و مراجعه کنندگان از تعطیلی مرکز در ساعات غیر اداری اظهار نارضایتی می­کردند. آزمایشگاه از داشتن رختکن و محلی  مناسب برای صرف غذا و چای بی­بهره بود. تنها چیزی که شاید در این آزمایشگاه به چشم می­خورد خدمت صادقانه کارکنان آزمایشگاه بود. محل تزریقات و پانسمان و امکاناتش مرا به همان دوران 20 یا 25 سال پیش برد جای تعجب اینجاست که علیرغم پیشرفت­هایی که در عرصه بهداشت و درمان شده چیزی از آن به ورزقان نرسیده است. ولی با این وجود، چند پرستار و بهیاری که در این محل کار می­کردند از جان و دل در حال انجام وظایف خود بودند. اگر جانب انصاف را رعایت کنیم بایستی به کارکنان این مرکز یک خسته نباشید جانانه بگوئیم که با این همه کمبود امکانات سخت تلاش می­کنند. 

سری به اتاق معاینه زدیم. این را می­توان آخر صرفه­جوئی خواند. دو اتاق معاینه وجود داشت. هر کدام 5 الی 6 متر بیشتر نبود. نقلیِ نقلی، که لوازم مورد نیاز یک پزشک و یک مریض به زور در آن جابجا می­شد. در ضمن یکی از همین اتاق­ها هم اتاق معاینه بود و هم اتاق مسئول مرکز!

اتاقی که روی آن نوشته شده بود:" امور عمومی" یکی از اتاق­هایی بود که لنگه­اش در دنیا هم وجود ندارد. ظاهراً تمام امور اداری و فرهنگی و موتوری و غیره در اینجا انجام می­گرفت. این اتاق حدود 5 متر بیشتر مساحت نداشت بطوریکه اگر یک مراجعه کننده داشت نفر بعدی حتی نمی­توانست در اتاق را باز کند. بالاخره بعد از تهیۀ چند عکس و گزارش پای صحبت­های  مسئول مرکز نشستیم.

خانم دکتر فراهی گفتند که حجم مراجعات به این مرکز در مقایسه با سایر مراکز درمانی در استان فوق العاده زیاد است و آماری دارند که در هنگام حضور پزشک کشیک تا 70 نفر مراجعه کننده داشته­اند. ولی با این حال موافقند که کمبودها بسیار زیاد است و امکانات جوابگو نیست. فراهی در تشریح خدمات ارایه دراین مرکز به ویزیت سرپائی، تزریقات و پانسمان، CPR احیای قلبی ریوی، دندانپزشکی، پایگاه بهداشت خانواده، ویزیت دوره­ای بیماران اشاره کرد. وی همچنین از طرح تشکیل پروندۀ سلامت خانوار و مشاورۀ پیش از ازدواج به عنوان طرح­های موفق این مرکز یاد کرده و گفت: در طرح نمونه­برداری و غربالگری سرطان رحم PapSmer به نتایج درخشانی دست پیدا کرده­اند.

 مسئول مرکز خدمات بهداشتي درمانی ورزقان از آزمایشگاه مرکز به عنوان اولین آزمایشگاه مجهز به نرم افزار آزمایشگاهی در استان یاد کرد و درصد خطا در آزمایشگاه ورزقان را بسیار پائین دانست. با این حال از کمبود فضای فیزیکی به عنوان بزرگترین مشکل مرکز خدمات درمانی شهر ورزقان یاد کرد و افزود: نبود سونوگرافی از مشکلاتی است که از نبودش بسیار در مضیقه­ایم. و با اشاره به کمبود پزشکان عمومی و نبود متخصص در منطقه اشاره و اظهار داشت که به دلیل محرومیت منطقه اغلب پزشکان از آمدن به شهر و شهرستان ورزقان خودداری می­کنند. به گفته وی این مرکز از داشتن پزشک داروساز هم بی­بهره است. وی از خرید چند دستگاه آمبولانس خبر داد که به زودی در اختیار مرکز قرار خواهند گرفت.دکتر فراهی مشکل اصلی شهرستان ورزقان را عدم وجود بیمارستان می­داند و معتقد است چنانچه بیمارستان به بهره برداری برسد بی شک اکثر مشکلات بهداشتی درمانی در شهرستان ورزقان مرتفع خواهد شد. وی در پاسخ به سوال ما که آیا به عنوان یک مراجعه کننده از وضیعت مرکز راضی هستند و در صورت نیاز مریض خود را جهت مداوا به این مرکز می آورند یا نه؟ علیرغم اینکه سعی می­کردند به نوعی کمبودها را بپوشانند ولی گفتند برخلاف ظاهر مرکز، با توجه به خدماتی که ارائه می­شود حتماً در صورت نیاز، مریض­شان را جهت مداوا به مرکز می­آوردند.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 23:15  توسط فردین الهیاری  | 

کدامیک بهتر است؛ مدیر بومی؟ غیربومی؟ و یا پروازی؟

کدامیک بهتر است؛ مدیر بومی؟ غیربومی؟ و یا پروازی؟

 

 مدیریت، علمیست که در میان علوم بیشمار متداول امروز، از جایگاه ویژه ای برخوردار است و به نظر می­رسد بایستی همواره نسبت به اغلب علوم توجه بیشتری بدان شود. مقوله­ی مدیریت و بخصوص مدیریت صحیح و کارآمد، اصل و مقدم بر تمامی امکانات برای پیشرفت یک جامعه هست. وجود امکانات مالی و انسانی برای توسعه کافی نیست و اگر در مقابل و رأس این دو، مدیریت صحیح نباشد هر دو اینها محکوم به فنا هستند. از مواردی که در مدیریت صحیح می­تواند تأثیرگذار باشد می توان به موارد زیر اشاره کرد: دانش، تجربه، بینش صحیح،آینده نگری، ریسک­پذیری، برنامه­ریزی، داشتن هدف و...

هرکدام از موارد فوق مکمل همدیگر هستند تا در مدیریت یک طرح، پروژه، مؤسسه یا نهاد و غیره به هدف برسیم. حال مبحث مدیریت را از منظری دیگر مورد بررسی قرار دهیم و آن تفاوت مدیریت یک واحد تولیدی يا بنگاه اقتصادی با مدیریت یک شهرستان است.

در بسیاری از شهرستان­ها، مدیریت با چالش­هائی روبرو است و این چالش اغلب در بحث بومی و غیربومی بودن آن است. اینکه مدیریت بومی تا چه حدی قابل قبول است خود از چند منظر قابل بحث است. اگر طرفدار مدیریت بومی هستیم بایستی کارآمدی آنها را در نظر بگیریم و مدیریت بومی را به هر دلیل نپذیریم. در اداره­ی شهرستان­ها مدیریت بومی برای بعضی از ادارات و نهادها لازم و ضروری است و برای بعضی از آنها بر اساس وظایف محوله لازم نیست. مثلاً یک بانک را اگر در نظر بگیریم، مدیریت این سازمان با شهرداری یا یک مجتمع بهداشتی درمانی متفاوت است. یک شهردار بایستی بقدری با آلام و مشکلات درد مردم آشنایی داشته باشد که بتواند یک شهر را بخوبی اداره نماید. رئیس آموزش و پرورش براي مديريت صحيح بایستی زجر یک دانش­آموز ساکن در روستاهايی چون کلم و طفیل را بداند. اما بومی بودن یا غیر بومی بودن رئیس  اداره­ی دارائی هیچ فرقی در حال مردم یک شهرستان نمی­کند.

در غیربومی بودن مدیریت نیز بحث فراوان است. در اینکه غیربومی بودن مدیریت چه سودی دارد و چه ضرری، سخن بسیار است. مدیریت غیربومی در صورت کارآمد بودن اگر در دورترین نقطه هم باشد بایستی پیگیر بود و اداره کارها را بدیشان سپرد. بعبارتی از تجربیات و توانمندی­هایش استفاده کرد. اما بایستی حساب مدیران پروازی را که گاهی از آن تحت عنوان مدیران جاده­ای نام ­برده می­شود با مدیر غیربومی سوا نمود.

مدیران پروازی که معمولا جان خویش را در کف گرفته و  راه­های پرپیچ و خم را روزانه بین محل سکونت و کارشان می­پیمایند اگر دکترای علم مدیریت هم داشته باشند و تنها مهندس روزگار، هیچ سودی برای مردم و منطقه­ی تحت مدیریت­شان ندارند جز هزینه. مدیر پروازی با حضور چند ساعته خود در محل کارش نمی­تواند مشکلات را آنطور که باید و شاید درک کند.

مدیران پروازی از آن جهت سربار هستند که معمولاً یک خودروی دولتی را اسیر خود می­کنند. بنابراین اگر خطرات ناشی از سفر کاری را نیز به آن بیافزاییم باید بگوییم که در صورت یک تصادف، هزینه­ی انسانی و مالی زیادی به دولت تحمیل خواهد نمود. البته در صورت فوت، بایستی هزینه­های اجتماعی آن را نیز در نظر بگیریم.

نتیجه می­گیریم انتخاب یک مدیر بومی در صورت کارآمد بودن، به دلیل شناخت بیشترش با مشکلات و درد آن جامعه، یک انتخاب ایده­آل محسوب می­شود و مدیر غیربومی اگر ساکن محل خدمتش باشد و دانش و تجربه­ی خود را تمام و کمال در اختیار مردم و منطقه قرار دهد بایستی دستش را بوسید. ولی مدیر پروازی، در علم مدیریت حتی اگر علامه­ی دهر هم باشد به هزار و یک دلیل نمی­تواند کارآمد باشد.    

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 0:35  توسط فردین الهیاری  |